عباس قديانى
168
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
كريم خان به جانب كرمانشاه و همدان رفته بود ، ابو الفتح خان بختيارى را كشت و حاجى بابا خان را كه عموى خودش بود بيگلربيگى اصفهان كرد . اما وقتى كريم خان به خونخواهى ابو الفتح خان بزاى تسخير اصفهان حركت نمود ، حاجى بابا خان تاب مقاومت نياورده و گريخت و اصفهان به دست كريم خان زند افتاد . بابا على بيگ متوفى در حدود سال 1136 ه . ق . حاكم و ضابط ابيورد در اواخر عهد صفويه ، و رئيس طايفهء كوسه احمد لو از طوايف افشار . بابا نوذر يكى از كلانتران جرجان به فرمان شاه اسماعيل صفوى . باب ايل - بابل شهرى بود كه رب النوع نبو در آن داراى پرستشگاه بود . بعدها در نزديكى همين شهر مردوك خداى بزرگ بابل پرستيده شد و در همانجا شهر باب ايل ( بابل ) به وجود آمد . بابر ابو القاسم بابر ، معروف به ميرزا بابر ، شاهزاده و پادشاه سلسلهء تيموريان ؛ پسر ميرزا بايسنقر . وى در آغاز ، مقامى نداشت و بعد از ميرزا شاهرخ ، به اتفاق ميرزا خليل سلطان تيمورى به خراسان آمد ، و در استرآباد به حكومت نشست . سه سال بعد خراسان را از ميرزا الغ بيگ گرفت ( 853 ه . ق . ) . در 855 برادر خود سلطان محمد را در چناران مغلوب و مقتول كرد . چندى بعد بر عراق و فارس دست يافت و در فارس مقبرهء حافظ را تعمير و تزيين نمود . پس از آن لشكر به ماوراء النهر به قصد ابو سعيد گوركان كشيد ، و بعد از محاصرهء سمرقند به صلح بازگشت ( 857 ) . ابو القاسم بابر در مشهد رضا وفات يافت ( 860 يا 861 ه . ق . ) و پسرش ميرزا شاه محمود بهادر به حكومت نشست . بابرنامه - واقعات بابرى - تزوك بابرى كتابى تاريخى به تركى جغتايى ، از ظهير الدين محمد بابر ( متوفى 937 ه . ق . ) ، مؤسس سلسلهء تيمورى هند . اين كتاب كه يادداشتها و خاطرات واقعى بابر است وقايع را از رمضان 899 ه . ق . كه بابر در 12 سالگى به پادشاهى فرغانه رسيد ، تا سنهء 936 ه . ق . دربر دارد ، و بابر در اين كتاب از زندگانى خود سرگذشت دقيقى ، خالى از هرگونه پردهپوشى و خوددارى و بدون احساسات مبالغهآميز در تعصب ، بيان كرده است . در بابرنامه خصوصيات مملكت و مردم آن و البسه و عادات و رسوم و اخلاق آنها ، و مطالب جغرافيايى دقيق دربارهء شهرهايى كه بابر به آنها مسافرت كرده ، و محصولات و مصنوعات و صنايع طريقهء آنها ، و مطالبى دربارهء نباتات و حيوانات آسياى مركزى چنان خوب بيان شده كه حتى در سفرنامههاى سياحان جديد نظير آن را كمتر مىتوان يافت ، قسمتى كه در وصف رجال ادب و هنر است جالب و مهم مىباشد . اين كتاب را تنها نمونهء تاريخ حقيقى در آسيا دانستهاند و آنچه از آن در دست است وقايع سال 915 تا 924 و 927 تا 931 ه . ق . را نقص دارد . بابرنامه ظاهرا اولينبار در 1875 م . در غازان و سپس در 1905 م . در ليدن ( با چاپ عكسى ) منتشر شده است . در زمان خود بابر به وسيلهء وفايى و سپس